تبلیغات
. - خروج تلخ شادمهر عقیلی از ایران

خروج تلخ شادمهر عقیلی از ایران

جمعه 4 اردیبهشت 1388 06:33 ق.ظ

نویسنده :  

سلام

خواننده جوانی به نام شادمهر عقیلی بعد از گذشت سال ها از انقلاب خواست وارد دنیای پاپ بشه ...

دهاتی منتشر شد
مسافر منتشر شد ..

اینك نوبت به آدم 5487و حوا رسید ..


شادمهر:ببخشید مزاحم شدم میخواستم در مورد آلبومی که در جریانش هستین باهاتون صحبت کنم
ارشاد:مگه نظر کتبی شورا رو مطالعه نکردین؟
شادمهر:چرا اما آیا عادلانست نظرش؟
ارشاد:نظر شوراست!
شادمهر:اینکه لس آنجلسیه!!؟
ارشاد:کی به شما گفته لس آنجلسیه؟
شادمهر:از دوستانتون
ارشاد:ایشون نظر شخصی خودشونو گفتن ربطی به نظر شورا نداره
شادمهر:یه سوال از شما دارم
ارشاد:بفرمائید
شادمهر:تکلیف نسلی که موسیقی پاپ رو دوست داره چیه؟
ارشاد:علاقه نسل جوون به ترانه های روز یک بخشه مشکلاتی که ما تو جامعه داریم یک چیز دیگست...
شادمهر:شما حتی حاضر نیستین کلمه پاپ رو به زبون بیارین میگین ترانه روز!
ارشاد:ما به کامیپوترم میگیم رایانه این چه ربطی به بحث ما داره؟
شادمهر:شما میدون انقلاب و ولیعصر رفتین؟
ارشاد:میدونم چی میخواین بگین
شادمهر:پس میدونین که نوارهای ابی و اندی و سندی همه دست اینو اونه
ارشاد:خوب منظورتون چیه؟
شادمهر:پس چطور مردم اون رو گوش بدن منی که پامو از این مملکت بیرون نذاشتم صدام ممنوعه!
ارشاد:کی گفته صدای شما ممنوعه؟
شادمهر:پس مشکلش چیه که مجوز نمیدین؟
ارشاد:این نظر شوراست شورا میگه که آلبوم شما با معیارهای روز همخونی نداره آقای عقیلی.خداحافظ


چقدر راحت بهت گفتن که تو داری زیادی محبوب میشی پس باید حذف بشی.... و تو چقدر تلخ دم آخر فریاد زدی میخوام برم پا ندارم میخوام نرم جا ندارم....
هنوز بعد از این همه سال وقتی یه نگاهی به روزای رفته میکنم صدات تو گوشم میپیچه که با خستگی به برادرت میگفتی به خدا دیگه نمیدونم چیکار کنم!نمیذارن....
همون موقعها بود که با بی رمقی زمزمه کردی:گریه کنم دل ندرام داد بزنم نا ندارم
تو رو از مردمت که سرمایه هات بودن جدا کردن هرچند این مردم فراموشکار خیلی زود یادشون رفت که تو بودی که سکوت چندین سال رو شکستیو گفتی مسافر خسته من....
چقدر معصومانه گفتی بودنم با تو حرومه دیگه همه چیز تمومه آخ که این لحظه چه شومه چه شومه......
اما توی این همه سرو صدا کسی صداتو نشنید کسی پای دردو دلت نشست.
تو گفتی دلت تنگ میشه راست گفتی.گفتی دلا از سنگ میشه بازم راست گفتی.
چقدر منظم هرچی که گفتی مو به مو شکل واقعیت به خودش گرفت.
اما این وسط یه عده صداتو شنیدنو چشماتو خوندن.گفتی نذار این تنگ بلور بشکنه با این غرور
ما صداتو شنیدیم.گفتیم تا آخر باهاتیم
هیچوقت اجازه نمیدیم هیچ نامحرمی به این تنگ پر غرور چپ نگاه کنه.
شادمهر جان ما هستیم تا نفس هست.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -